beautifual city of world  زيباترين شهر جهان - ئاوينه ي شار

سردشت یکی از زیباترین شهرهای جهان است. یک شهر به تمام معنا گردشگری و توریستی.

شهرستان سردشت ، در جنوب اُستان آذربایجان غربی قرار دارد و یکی از خوش آب و هواترین شهرهای جهان است .رودی زیبا به نام زاب در کناره های شهر و در دل جنگل های سرسبز سردشت جریان دارد.

قله های بلند ، آبشارهای توفنده ، جنگل های سرسبز و برکه هایی که زیستگاه انواع پرندگان قشنگ و خوش آواز هستند ، گیاهان دارویی و مردم مهمان نواز و ادب دوست ، از توانمندی های شهرستان سردشت به شمار می آیند.

مردم سردشت به زبان شیرین کوردی و لهجه ی دلنشین موکریانی گویش می نمایند و همانگونه که شاعر می فرماید:

فارسی شکره ، تورکی هنره ، کوردی گوهره

مردم کورد زبان سردشت ، لباس های محلی زیبا و خوش رنگی می پوشند که معروفترین نام های  لباس مردانه " کاوه پانتول "  " رانک و چوخه " و زنانه  " کراسی کوردی " و " قه سری " می باشد.

شهرستان سردشت از لحاظ علمی برخوردار از دو دانشگاه آزاد اسلامی و پیام نور می باشد. که الحمدلله دارای دانشجویانی فعال و توانا می باشند.

شهرستان سردشت با کوردستان عراق هم مرز می باشد و از این لحاظ هم ، بهترین و با کیفیت ترین اجناس خارجی با قیمتی مناسب در بازارچه های داخل شهر سردشت عرضه می شود.

شهر سردشت هر ساله پذیرای مهمانانی ارجمند از ایران و جهان می باشد به ویژه در هفتم تیر هر سال ، سردشتی ها پذیرای مهمانانی هستند که از داخل کشور عزیزمان ایران  و کشورهای عراق – به ویژه کوردستان عراق و علی الخصوص حلبچه - ، ژاپن و مخصوصاً هیروشیما و ناکازاکی ، بلژیک ، آلمان و دیگر کشورها به مناسبت حمایت از مظلومیت مردم سردشت که در جریان فاجعه ی دلخراش بمباران شیمیایی بعثی ها ؛ مردم مقاوم و صلح دوست سردشت  در هفتم تیر1366 ، شهید و مصدوم شدند ؛ تشریف می آورند.

این را بدانید که سردشت سرسبز ، همیشه پذیرای شما عزیزان ارجمند می باشد.

+ نگارنده شارۆمه‌ند سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390 19:22 |

معضلي به نام جاده های ارتباطی سردشت

قصه جاده های ارتباطی سردشت ، قصه غریبی است . حکایت این جاده ها بحث دیروز و امروز نیست .گویی یک تراژدی دنباله دار و یک زخم کهنه است .یک داستان تلخ تاریخی است .شاید هم بیت الغزل بی برنامگی است.سمبل عادت است،اصولاً وقتی مدت زیادی در یک هوای مسموم ، روزمرگی را به تنفس ترجیح بدهی دیگر حواست به کبودی ریه ها نیست . خودت هم شاید سیگار دود کنی و...سرنوشت جاده های ارتباطی سردشت  طی چندين دهه ي گذشته تقریباً چنین دور نمایی دارد. بیماری این جاده ها تنها در اصلاح شیوه مدیریت ها برای آن خلاصه می شود و بس! حکایت این جاده ها شده است مصداق عینی این شعر:

"شخصی همه شب بر سر بیمار گریست           چون صبح شد او بمرد و بیمار بزیست!

+ نگارنده شارۆمه‌ند پنجشنبه هفدهم شهریور 1390 20:19 |
در ادامه ی مطلب بخوانید
*
+ نگارنده شارۆمه‌ند یکشنبه شانزدهم مرداد 1390 13:19 |

شهر سردشت رسانه ای با تعریف  رسانه همگانی ندارد.
شهر سردشت رسانه خبری ندارد.
شهر سردشت رسانه تحلیل مسایل سیاسی اجتماعی فرهنگی اقتصادی  ویژه خودش را هم ندارد.
و به نظر من رسانه یعنی مخاطب. اصلا ارتباط یعنی مخاطب.


شهر سردشت هیچ رسانه ای ندارد.

شهر سردشت حتی رسانه علمی و تخصصی هم ندارد.

چند نشریه موقت دانشگاهي دارد که واقعا باید به پشتکار دست اندرکارانش تبریک گفت. با این همه ، اين نشریه ها  فقط درباره مسائل و برنامه هاي خودشان می نویسد. لازم است. می دانیم. اما کافی نیست. عوامل زیادی باعث شده اند برد این رسانه در زمینه تخصصی اشان زیاد نباشد. کمبود کادر و محدودیت در نشر مطالب و... و از همه مهمتر این که نه در سردشت که همه جا نشریه تخصصی خریداران ویژه خودش را دارد و هیچ گاه عموم مردم مشتاق بحث های ویژه نبوده اند. پس "ستاره پرداز" و ديگر نشريات دانشگاهي هم آن رسانه همگانی نیستند که سردشت احتیاج دارد.

در سردشت خود مردم رسانه هستند. شنیدی دیروز یک پژو405 ... می گویند بازارچه... ندیدی چه تصادفی... می دانی چند نفر... احتمالا قرار است فردا...

در سردشت بازار شایعه همیشه داغ است و یکی از بزرگترین دلایلش نبود رسانه است. هرچند فقط یکی از کمترین  كاركردهاي رسانه کوچک کردن شعاع شایعه پراکنی و ایجاد امنیت روانی است و از مزایای وجود یک رسانه همگانی و البته مؤثق، صاحبنظران سخن ها فراوان گفته اند.

در اینترنت هم خبری از رسانه همگانی سردشت نیست. آن چه هست یا محدود یادداشت های شخصی است یا تلاش های ناکامی برای رسانه همگانی سردشت شدن. اکنون فرصت آن نیست که به بررسی سایت ها و وبلاگ های ایجاد شده توسط ساکنان سردشت بپردازیم اما امروز شاهد غیرفعال شدن پایگاه های مجازی فراوانی هستیم که می خواستند بخشی از کمبود رسانه را در سردشت جبران کنند. و...  وبلاگ های فراوانی که می آیند و زود می روند. ( البته ، سایت شارونيوز ، وبلاگ سردشتي ، سایت خبرنگار سردشت سه ر چاوه  ، ئاوينه ي شار ، سردشتي نود  ، هم اكنون نيز فعال اند.)

اگر در این میان کوشش های سایت شارونيوز ، و سه رچاوه  را که تلاش دارند منبع خبری موثق شهر سردشت باشد بازخوانی کنیم به این نتیجه می رسیم که همه فعالیت های بدون پشتوانه مالی محکوم به شکست هستند. به طور خلاصه سرفصل هزینه ها شامل موارد زیر است:
- هزینه استخدام تمام وقت یا حتی پاره وقت خبرنگارانی دارای توانایی علمی و استعداد ذاتی.
- هزینه ثبت فضای مجازی
- هزینه طراحی
- هزینه تهیه و تولید خبر، گزارش، مصاحبه و مقاله.
- هزینه تهیه و ویرايش عکس و فیلم
- هزینه رفت و آمد
- هزینه تبلیغات
-و...
و بسیاری هزینه های پیش بینی نشده ي دیگر ،  توان هر فعالیت رسانه ای را از افراد مستقل می گیرد. این به جز هزینه های "معنوی" و غیر مادی است که صاحبان رسانه باید بپردازند!
حالا اگر این هزینه ایجاد یک پایگاه اطلاع رسانی مجازی است، باید هزینه های یک نشریه چقدر سرسام آور باشد؟

برمی گردیم به پرسش اصلی:

چرا شهر سردشت رسانه ندارد؟
دلایلش گفته شد اما آیا این پایان کار است؟ به نظر من نه! 

چرا شهر سردشت رسانه نداشته باشد؟ در حالی که خبرنگاری شهروندی وجود دارد؟
خیلی ساده و عامیانه بگوییم خبرنگاری شهروندی یعنی هر وقت شما یک رویدادی مشاهده کردید یا شنیدید یا می دانید که رخ می دهد و این رویداد به نظرتان جالب و مهم بود را منتشر کنید. همین.
چرا شهر سردشت رسانه نداشته باشد؟ در حالی که همیشه دل هایی برای سردشت می تپد؟
چرا شهر سردشت رسانه نداشته باشد؟ در حالی که همه ما می توانیم یک شهروند خبرنگار باشیم؟
و اگر خبرنگار شدیم دیگر استخدام و تهیه و تولید خبر، بدون هزینه می شود. با استفاده از فضای وبلاگ هم دیگر از هزینه ثبت فضا و طراحی و تبلیغات هم رهايي مي يابيم.
چرا شهر سردشت رسانه نداشته باشد؟ در حالی که هر روز در این شهر خبری هست. حالا فعلاً از مبانی تعیین و گزینش خبر می گذریم چون همه می دانیم که خبر چیزی است که همه علاقه داریم از آن مطلع شویم. حالا خبر یک تصادف باشد یا یک رویداد استثنایی یا درباره افراد مشهور و یا بر زندگی عده زیادی از ما تاثیر داشته باشد و یا تعداد و حجم آن خیلی زیاد باشد و یا در نزدیکی ما روی بدهد. خیلی ساده به این ها می گویند ارزش های خبری:دربرگیری- تضاد و برخورد- شهرت – استثنا و شگفتی- فراوانی - مجاورت

حالا قبل از همه چیز باید بدانیم چقدر از پیشنهاد ایجاد وبلاگ خبرنگاری شهروندی برای سردشت استقبال می شود تا بعد

 هر كس موافق خبرنگاری شهروندی است و مي تواند در اين زمينه فعاليت نمايد لطفاً با من ارتباط برقرار نمايد.

ارتباط با مدیر وبلاگ

 

+ نگارنده شارۆمه‌ند سه شنبه یازدهم مرداد 1390 20:13 |

پوشاک مردان و زنان كورد شامل تن‌پوش، سرپوش و پای‌افزار است‌. ساخت و کاربرد هریک از این اجزا، بسته به فصل، نوع کار و معیشت و مراسم و جشن‌ها با یکدیگر تفاوت دارد. هرچند پوشاک نواحی مختلف كوردستان مانند اورامان، سقز،سردشت ، مهاباد ،  بانه، گروس، سنندج، مریوان و... متفاوت است، اما از نظر پوشش کامل بدن، همه با هم یکسان هستند. پیش از ورود پارچه، کفش‌های خارجی و سایر محصولات داخلی به كوردستان، بیشتر پارچه‌ها و نیز پای‌افزار مورد نیاز توسط بافندگان و دوزندگان محلی بافته و ساخته می‌شد.از نظر بافت پارچه، منطقه سقز و از نظر ساخت پای‌افزار «گیوه‌»  يا كه لاش (kelash) و «کالی‌» اورامانات و آبادی‌های پیرامون کوهستان  شاهو مانند هجيج ،  نودشه و آبادی‌های  نوسود شهرستان پاوه چون میریه، خانه‌دره، مژگان، مزوی و وزلی از عمده‌ترین نواحی بافت و صدور پارچه و پای‌افزار در استان به شمار می‌رفتند. جولایی و بافت پارچه و انواع منسوجات مانند بوزو، برمال، جاجم، بره، پوشمین، موج، جوراب، دستکش، زنگال و کلاء به عنوان حرفه یا کار جنبی بخشی از آبادی نشینان مناطق مختلف كوردستان محسوب می‌شد. در چهار قسمت كوردستان که شامل كوردستان ايران ، عراق ، توركيه و سوريه می‌باشد شاهد پوشش‌های گوناگونی از لباس كوردی می باشیم به گونه‌ای که با کمی تغییر نسبت به یکدیگر شکل و ریخت زیبای خود را دارا می‌باشد که شکل و ریخت و قیافه ان برگرفته از نیاکانشان و با توجه به شرایط اب و هوایی و اقلیمی سازگار و درست شده است که ان را در جایگاه مهمی قرار داده است.

 

لباس مردان كورد

لباس مردان  كرد عبارت است از:


چوخه‌: نیم‌تنه‌ای پنبه‌ای یا پشمی است که در ناحیه  سقز ، بانه ، مريوان ،‌مهاباد ، پيرانشهر  به آن «که وا» می‌گویند و در سردشت و سنندج آن را «چوخه‌» می‌نامند.

پانتول‌: شلواری گشاد با دم‌پای تنگ است که «رانک‌» نیز نامیده می‌شود.

ملکی‌: نیم‌تنه‌ای بدون یقه است که از پایین نیم‌تنه تا بالا به وسیله دکمه بسته می‌شود.

لفکه سورانی‌: پیراهنی با آستین فراخ و بلند و زبانه‌ای مثلث شکل در انتهای آستین است که آن در حال عادی دور مچ یا بازو می‌پیچند.

شال‌: که به آن «پشتون‌» و «پشتینه‌» نیز می‌گویند، پارچه‌ای است تقریباً به طول 3 تا 10 متر که بر روی لباس در ناحیه کمر بسته می‌شود.

دستار: یا «کلاغه‌» که به آن «دشلمه‌»، «مندلی‌»، «رشتی‌»، و «سروین‌» (سربند) نیز یم گویند و مردان به جای کلاه از آن استفاده می‌کنند.

فرنجی‌: یا «فره‌جی‌» که ویژه مردان ناحیه  اورامانات است و از نمد ساخته و آماده می‌شود.

قوله بال‌: نوعی از نمد پوششی است که چوپانان در مناطق چرای گله در صحرا استفاده می‌کنند.

پیچ و کولاو: کلاه محلی كوردها را که معمولاً زنان كورد ان را با دقت و ظرافت خاصی و با نقش و نگارهایی بر جایی مانده از فرهنگ اصیل كوردی می‌بافند معمولاً به رنگ هایی سیاه وسفید و به دو صورت کلاه بلند و تخت بافته می‌شود و در دست مصرف کنندگان قرار می‌گیرد البته بنا به گفته پیشینیان و به اعتقاد انها مرد نباید سرش لخت باشد.

پیچ: دستمالی است سیاه و سفید که با گذاشتن کلاه روی سر به دور کلاه پیچانده می‌شود و در قسمت پشت سر در درون دستمال قرار داده می‌شود تا شل نشود البته برادران بارزاني پیچ و کولاو شالشان به رنگ قرمز می‌باشد . البته اعراب نیز از این شال چه سیاه و سفید و چه قرمز رنگ برای پوشش خود استفاده می‌کنند.

کلاش: پاپوشی است به رنگ سفید که با ظرافت کامل توسط هه و رامي  ها ساخته می‌شود که از بد بو شدن پا جلو گیری می‌کند و پا را خنک نگه می‌دارد از خصوصیات ان فصلی بودن ان است و نمی‌توان از ان در فصل زمستان ویا فصول باران زا استفاده كورد.


لباس مردانه از قسمتهای زیر تشکیل می شود:

1. كاوه پانتول : که به جای کت و شلوار معمولی می پوشند ولی شکل و دوخت آنها غیر از مد کت و شلوار ی است که معمول می باشد. که وا (كاوه) یا کت لباس كوردی تقریبا به صورت یک ژاکت نظامی می دوزند با این تفاوت که که وا جیب‌های کناره ای ندارد و ضمنا چاک آن کاملا از طرفین راست و چپ باز می‌شود بعلاوه غیراز چاک کناره ای آستینهایش چاک دارا ست

دوخت شلوار كوردی یا پاتول بدین ترتیب است که دهانه ای تنگ و بدنه ای گشاد دارد و به جای کمر انتهای آن را که گشادیش بیش از دوبرابر یک شلوار معمولی است با بندی که دخین نامیده می‌شود و از توی قسمت تا شده آن لیفه گذشته می بندند و از کمر به پایین که وا را داخل پاتول كورده و بند پاتول را روی ان می بندند

2. پشت تندp-shttend: از پارچه گلدار به طول شش متر درست می شوند بدین ترتیب که پارچه را از سمت عرضش تا كورده می دوزند و بعد آن را به صورت مختلف ساده و گره چین به کمر می بندند آنهای که صاحب اسلحهٔ کمریند آن را روی پشت تند می بندند و خنجر را بین پشت تند و که وا فرو می کنند

3.پيچ  pechپارچه ای است سه متری و اغلب گلدار که تارهای از آن جدامی کنند و به شکل جالبی طوری که تارهای ان در طرفین صورت آویزان گردد به دور سر می پیچند .پچ را که در نواحی سقز مرز می گویند روی کلاه مخصوص به نام عارقچین می بندند عارقچین را از نخ و مخصوصا از نخ‌های قرقره ای با میل قلاب می بافند و این کار مخصوص زنان و دختران كورد است اغلب برای زیبایی بیشتر آن را از نخهای سیاه وسفید و به مقدا کم نخهای رنگین پر نقش می بافند.

البته شایان ذکر است که پیچ فقط مخصوص اکراد(كوردها) نبوده در اکثر مناطق خاورمایانه مردها پیچ می بندند، برای نمونه در هندوستان، پاکستان، افغانستان، مناطق عربنشین و... ولی پیج هر قومی جداست و مخصوص آن قوم.

4. کراس: کراس همان پیراهن است با این تفاوت که اولا یقه ندارد و بعلاوه به انتهای آستینها نیز دنباله ای به نام سورانی می دوزند که آن را درحالت عادی روی آستین که وا می بندند و در مواقع اضطراریو مخصوصا در مواقع جنگ دو سر سورانی بهم گره زده و به گردن می آویزانند و نیز همین سورانیها باعث تسهیل بالا زدن آستینها در مواقع شستن دست و صورت می باشند.

پوشاک زنان كورد

لباس زنان كورد عبارت است از:

 

چافي يا ده ر پي  : شلواری همانند شلوار مردان است‌. این شلوار را زنان كورد، به ویژه زنان روستایی، هنگام کار می‌پوشند. در سایر مواقع، زنان شلوار گشاد از جنس حریر به پا می‌کنند.

كوليجه : نیم‌تنه‌ای است که روی پیراهن بلند می‌پوشند و رد اورامان آن را «سوخمه‌» می‌نامند و از پارچه‌زری یا مخمل دوخته می‌شود.


شال‌: از پارچه‌ای زیبا بر ریو لباس در ناحیه کمر بسته می‌شود.


کلاو: یا کلاه که از جنس مقوا و به شکل استوانه‌ای کوتاه است که آن را با پولک‌هایی رنگین به صورت بسیار زیبایی تزیین می‌کنند. 


کلکه‌: روسری یا دستاری است که به جای کلاه مورد استفاده زنان قرار می‌گیرد کلکه دارای رشته بلندی از ابریشم سیاه و سفید با ملیله‌دوزی است‌

لباس زیبای زنان كورد نیز شامل:1.که وا:که عین کت مردانه كوردی است با این تفاوت که اولاَ پارچه آن را رنگین انتخاب می کنندو ثانیاًخیلی کوتاه تر می دوزند؛ بطوری که حداکثر تا کمر آآنها پایین می آید و ان را کولیجه kulegaمی نامند و نیز جیبهای کت مردانه در ان دیده نمی شود.

2.کراس:یا پیراهن زنانه كورد دارای دوختی ساده با بدنی بلند و دامنی گشاده و دراز است.بطوری که دامن پیراهن روی پای آنها قرار می گیرد و معمولاً آن را از پارچه‌های بسیار زیبا، نفیس و گران قیمت تهیه می کنند.

3.پشت تند:که عین همان پشتند مردانه است ولی زنها اغلب از نوع رنگارنگ آن استفاده می کنند.زنها وقتی پشتند را می بندند کمی از پیراهن خود را بالا می کشند بطوری که انتهای دامن از مچ پای آنها پایین تر نمی رود.

4.دستمال یا روسری:دستمال زنان كورد پارچه ای است بسیار نازک و سه گوش که تارهایی در اطراف آن ایجاد می کنند و بدین وسیله بر زیبایی آن می افزایند، اغلب پولکهایی نیز با آن تارها می دوزند تا زیبایی آن را چند برابر کنند.هر چند در مراسم عروسی و فلکلور اکثراً روسری نمی بندند.

5.درپيبه جای شلوار پوشیده می‌شود و با دهانه ای تنگ روی مچ پای آنها قرار می گیرد ولی پوشش ساقهای آن بسیار گشاد می باشد.

6.کلاو:یا کلاه زنان كورد بسیار قشنگ و زیباست، این کلاه را از مقوا و به شکل استوانه کوتاهی درست می کنند و روی آن را با پارچه مخملی رنگین«معمولاً گلی یا سبزسیر»می پوشانند و بعد روی آن را با پولکهای رنگین یا طلایی و گلابیونهای زرین، مزین می سازند.این کلاه را بوسیله یک رشته طلا که لیره یا نیم پهلوی هایی به آن می آویزندو از زیر چانه عبور می دهند، روی سر نگاه می دارند و دستمال را روی آن می بندند، رشته ای که کلاه را به آن صورت نگاه می دارد«قطاره»نام دارد و اغلب آنهایی که قدرت مالی بیشتری دارند از آن استفاده می کنند و در دو طرف، در محل اتصال ان با کلاه یک گل طلائی آویزان می نمایند. خانمهای متشخص كورد اغلب به جای کلاو از«گلگله Gelgla»استفاده می کنند.

        گلگله رشته طویلی از ابریشم سیاه و سفید است که آویزه های ابریشمی دارد و از روی روسری به شکل جالبی بسته می شود.

 

منبع : ويكي پديا با اضافات شخصي خودم

 

چند نمونه از لباس كوردی زنانه


چند نمونه از لباس كوردی مردانه

 

 

+ نگارنده شارۆمه‌ند سه شنبه یازدهم مرداد 1390 13:45 |

رمضان ماه مناجات و دعا
رمضان پر بود از شور و صفا

ماه خالص شدن از کبر و ریا
رمضان ماه رسیدن به خدا


گنجینه ی نورانی قرآن رمضان است
آرامش دلهای پریشان رمضان است

مجموعه ی گلهاست شب وروز عزیزش
یعنی به حقیقت که گلستان رمضان است

+ نگارنده شارۆمه‌ند دوشنبه دهم مرداد 1390 5:57 |

شهرستان سردشت در جنوبي ترين نقطه ي آذربايجان غربي واقع شده كه داراي جاذبه هاي گردشگري فراوان و ديدني با مناظر دلگشا به ويژه جنگل هاي بكر و آثار باستاني كم نظير مي باشد.

سردشت يكي از شهرهاي مقاوم دوران جنگ تحميلي و نخستين شهر مسكوني شيمايي شده در جهان پهناور مي باشد.

مردم سردشت به زبان دلنشين كوردي با لهجه ي موكرياني صحبت مي كنند و اكنون بيشتر پيرو دين مبين اسلام اند البته تعدادي يهودي نيز در سردشت زندگي مي كردند كه اكنون به نومسلمان شهرت يافته و بر دين برحق اسلام و پيرو خاتم پيامبران محمد المصطفي (ص) مي باشند.

براي كسب اطلاعات بيشتر در مورد سردشت ( نگين زاگرس )  و يكي از پرجاذبه ترين شهرهاي جهان خواندن تاپيك هاي اين وبلاگ هم شايد مفيد واقع گردد.

ديدگاه صاحب نظران گرامي را با احترام بسيار پذيرا هستم.

به اميد آباداني بيشتر و همه جانبه ي شهر باصفا و زيباي سردشت

ايميل ارتباطي مدير وبلاگ :   awenayshar@yahoo.com

+ نگارنده شارۆمه‌ند چهارشنبه پنجم مرداد 1390 23:0 |